على محمدى خراسانى

347

شرح منطق مظفر (فارسى)

جزء مشهورات هستند ولى با دقّت و موشكافى در اطراف آن‌ها به اين نتيجه مىرسيم كه در حقيقت خود اين‌گونه قضايا مشهوره نيستند بلكه مقابلات آن‌ها مشهوره‌اند مثلا در ميان عرب‌هاى جاهلى و شايد امروزه هم در ميان بسيارى از عوام ، با هر زبانى اين قضيه مشهوره باشد كه : « انصر اخاك ظالما او مظلوما » ؛ يعنى برادرت را يارى كن چه ظالم باشد و چه مظلوم . ولى هنگامى كه ما به عقل عملى مراجعه مىكنيم جنبهء مصلحت و مفسدهء عامّه را مدّنظر قرار مىدهيم به اين نتيجه مىرسيم كه آن قضيه‌اى كه واقعا مشهوره است و شهرت او ثابت و پايدار است اين قضيه مىباشد كه : « لا تنصر الظالم و ان كان اخاك » يعنى ستمگر را يارى ننما اگرچه برادر تو باشد . 3 . قضاياى شبيه به مشهورات : و آن‌ها قضايائى هستند كه شهرت خود را از يك عامل خارجى عارضى كه از اعراض مفارقه است و قابل زوال مىباشد كسب كرده و لذا شهرت آن ، مخصوص به زمانى دون زمان ديگر ، حالى دون حال ديگر و . . . مىباشد و مربوط به همهء زمان‌ها و حالات و . . . نيست . مثلا در گذشته عدّه‌اى از انسان‌ها به تقليد از ملوك و سلاطين سبيل‌هاى بلند و چنگيزى مىگذاشتند و انسان‌ها اين امر را تحسين مىكردند و در ميان جمع كثيرى شهرت داشت ولى امروزه چون سبب اين عادت يعنى تقليد از ملوك ، زائل شده آن استحسان و حكم مشهور به حسن اين كار هم از بين رفته است . حال از ميان اين سه قسم تنها مشهورات حقيقيّه صلاحيّت دارند كه در مقدّمات قياس جدلى اخذ شوند و شخص مجادل از آن‌ها استفاده كند و امّا دو قسم ديگر مربوط به باب جدل نيست بلكه مشهورات ظاهريّه ، با صنعت خطابه متناسب است ( كما سيأتى تفصيلا ) . مشبهات به مشهوره هم با صنعت مغالطه تناسب دارد كه در آن‌ها گاهى قضيه شبيه به برهان است نامش سفسطى است و گاهى شبيه به جدليّات است نامش مشاغبى است كه لغتا و اصطلاحا در اوّل صنعت مغالطه بيان خواهد شد . 8 . مقدّمات جدل مطلب هشتم از مطالب يازده‌گانهء مبحث اوّل ، پيرامون مقدّمات جدل است . در مطلب هفتم ، مبادى جدل را معنا كرديم و اينك مقدّمات جدل را معنا مىكنيم و آن اين‌كه : صغرى و كبراى استدلال جدلى را مقدّمات جدل گويند و از حيث نسبت ، مبادى با